سلام :)

من علی خواجه حیدری هستم

 ظاهرا دانشجوی پزشکی 

باطنا نویسنده ی نقاش شاعر عکاس عاشق

در اولین روزهای دهه هشتاد در روستایی واقع در جنوب شرق ایران متولد شدم
دبستان پرماجرایی در مدرسه پدرم داشتم در حالیکه خجالتی ولی پرحرف بودم
هفت سال اسیر سیستم سمپاد بودم در دوره متوسطه و به جز تبدیل شدن به اولین پزشک روستا دیگر هیچ کار خاصی نکردم در این مدت
به عبارتی سکوی پرتاب من به ناکجاآباد دانشگاه بود
حالا درحال بهتر شدن هستم در واپسین سال دهه دوم زندگی ام که مصادف با اخرین سال قرن نیز هست
در این اوضاع نابه سامان دوان دوان به دنبال رویاهایم هستم