علی خواجه حیدری

نویسندگی،روانشناسی، رشد فردی - پزشک دانشجو

۱۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زندگی» ثبت شده است

زاویه را نگاه کن.تداومت کو؟

زاویه را نگاه کن.تداومت کو؟

خیلی وقت ها معیار ما برای کج یا راست بودن درست نیست.از جای خوبی نگاه نمیکنیم.شاید روزی بفهمیم هر چیزی که کجش پنداشتیم،کج نبوده.بلکه زاویه نگاه ما کج بوده.تفاوت دیدگاه، تفاوت نگاه ،تفاوت برداشت، همگی زاده زاویه ها هستند.و هیچ دو نفری در جهان نمیتوانند در مکان و زمان یکسان با یک زاویه به چیزی نگاه کنند

۱ نظر
علی خواجه حیدری
جادوی راه

جادوی راه

-ببین مقصد هیچ راهی اولش معلوم نیست،وقتی داخل مسیر پاگذاشتی می فهمی تا کجا میشه پیش رفت

-اگه وارد مسیر شدی و دیدی به هیچ جا نمیرسه چی؟

-خب این یه حقیقته که هیچ راهی به هیچ جایی نمیرسه.مگه اینکه ما بخوایم معنی دارش کنیم با تلاشمون.

۰ نظر
علی خواجه حیدری
به زندگی خیانت نکنید

به زندگی خیانت نکنید

برای کسانی که با شبانه روز فکرکردن و حرف زدن درباره سیاست، تمام سلول های عصبیشان را آلوده میکنند، دلم می سوزد. اینکه بخش زیادی از مشکلاتمان به خاطر سیاست است را انکار نمیکنم. اما زندگی چیزهای دیگر هم میخواهد. شنیدن صدای بلبل مالیات ندارد. دیدنِ درختان هنوز رایگان است. کماکان عشق در دل داشتن جرم نیست و آنقدری هم فقیر نشده ایم که نتوانیم بنویسیم.حواست باشد وسطِ این غُر زدن ها ، زندگی را فراموش نکنی . 

۲ نظر
علی خواجه حیدری
مصاحبه ای با حضرت “عشق“

مصاحبه ای با حضرت “عشق“

– سلام اقایِ عشق،ب.. بخشید، خانمِ عشق، حواسم نبود. راستش هنوز نمیدانم شما آقا هستی یا خانم، به رنگ و رویتان می آید مؤنث باشید، می شود از زبان خودتان بشنویم؟ ... 

۱ نظر
علی خواجه حیدری
شروع کنید حتی به غلط

شروع کنید حتی به غلط

آغاز: شروع،ابتدا، قسمت اول یک چیز

خط تشکیل شده از مجموعه ای از نقطه ها است؛

پس لازمه کشیدن خط، کشیدن نقطه است. 

حالا به اولین نقطه یک خط، می گویند : "شروع" 

شاعر می فرماید:

خشت اول گر نهد معمار کج

تا ثریا می رود دیوار کج

۱ نظر
علی خواجه حیدری
سفر در زمان

سفر در زمان

امروز 30 می 2009 است،ساعت از چهار عصر گذشته و من مثل همیشه نمیتوانم عصرها بخوابم.

هم شوق جست و جو و ساختن دارم و هم مغموم از اینکه دیگران خواب اند زیرا من از سکوت بیزارم.

۱ نظر
علی خواجه حیدری
اسبم را تا انتهای کهکشان خواهم راند

اسبم را تا انتهای کهکشان خواهم راند

گاهی وقت ها هم رؤیاباف میشوم و لامکان مینویسم از روح مسافرم 

۳ نظر
علی خواجه حیدری
تعادل

تعادل

از وقتی که  نوجوان بودم و به رؤیاهام فکر میکردم

همیشه دوست داشتم در آینده زندگی متعادلی داشته باشم

۲ نظر
علی خواجه حیدری
من عاشقِ عشقـْ هستم

من عاشقِ عشقـْ هستم

بالاخره هر آدمی عاشق است، من نیز هم... 

۲ نظر
علی خواجه حیدری
سنگ بزرگ برداشتن علامت نزدن است

سنگ بزرگ برداشتن علامت نزدن است

بعد از چند وقت که در زندگی تنبلی میکنیم و کار مفید و ارزشمندی انجام نمیدهیم ، با عذاب وجدان و آه و ناله از اینکه وای من چقدر بی نظم هستم ،میخواهیم چیزی که ماه ها و بعضا سال ها به ان عادت کرده ایم به طور ناگهانی عوض کنیم و بگوییم بله ، من با اراده ام و این حرف ها . 

۴ نظر
علی خواجه حیدری